X
تبلیغات
رایتل

رادیو سلامت

تربیت اثربخش


دانلود فایل صوتی

مهار متعلق نباش

وقتی احساس عدم تعلق می کنیم نمی توانیم معنای بودن را در ارتباط با دیگران، اشیاء و دنیا پیدا کنیم و بودن ما بی معنا می شود. وقتی کنار چیزی که به آن حس تعلق داریم قرار می گیریم، مسئولیت این تعلق را هم برای خودمان حفظ می کنیم. (مثال: احساس تعلق به اتومبیل و مراقبت از آن)

یکی از جنبه های معنایابی زندگی این است که ما بتوانیم برای بودن خودمان در رابطه دلیل پیدا کنیم و چیزی که این دلیل را نابود می کند مهار متعلق نباش است. وقتی به کسی، جایی، چیزی و نوعی از بودن تعلق نداریم فکر نمی کنیم بودن و زندگی مال ماست و نتیجتاً احساس پوچی بوجود می آید و به دنبال آن افسردگی می آید و دیگر حوصله ای برای ورود به رابطه نداریم.

تحمل ناکامی ویژگی انسان فرارونده است.

احساس منفی نامطلوب: همه باید به من احترام بگذارند و اگر کسی به من احترام نگذارد غیر قابل تحمل است و از هم می پاشم(پشت آن باوری غلط و غیر منطقی می باشد و داشتن این باور به حل مسئله ختم نمی شود.).

احساس منفی مطلوب: دوست بسیار صمیمی من مدتی است که با من مثل قبل صمیمی نیست. نمی توانم بی تفاوت باشم و احساس خوبی ندارم(پشت آن باوری درست و منطقی می باشد و می تواند با صحبت کردن و رنجش زدایی به مسئله پاسخ درستی داده باشد.).

برداشت ما از حقیقت برای ما عین واقعیت است. ناکامی در عین کامیابی در کنار هم معنا پیدا می کند. کامیاب کسی است که ناکامی خود را درک کند، دلایل آن را پیدا کند و در آن جستجو می کند که آیا این ناکامی وابسته به پیش نویس است یا نه.

تعریف استرس: هر گونه تهدیدی که به داشته های جسمی، جنسیتی، عاطفی، روانی، فیزیکی، اقتصادی و ارتباطی به ما وارد شود. در کنترل استرس عواملی مانند پیشگیری، پیش بینی و زمان پیش بینی به ما کمک می کند. در هرم مازلو پله اول نیازهای زیستی، پله دوم نیاز به امنیت، پله سوم نیاز به احساس تعلق داشتن، پله چهارم نیاز به داشتن عزت نفس است. مشکلات پیش نویسی ممکن است ما را روی پله های پایین هرم مازلو بیاورد و نیازهای ما را تهدید کند. تهدید بین آدم های مختلف ممکن است عکس العمل های متفاوتی را ایجاد کند. ممکن است فرد بواسطه پیش نویس خود با مواجهه با تهدید، بجای اینکه راه حلی پیدا کند، به خود تخریب گری دست بزند و همه چیز را خراب تر کند. اما ممکن است فرد دیگری با اینکه می داند شرایط سخت است، ولی خودش را از نظر روانی بالای هرم مازلو نگه می دارد و در عین حال که شرایط سختی دارد، مثلاً یک پدر مهربان باقی می ماند.

پیش نویس زندگی بازنده: با مواجه با سختی در حالت من کودک قرار می گیرم و هیچ حمایتی از خودم نمی توانم بکنم.

پیش نویس زندگی برنده: می دانم شرایط سخت است ولی در درجه اول از خودم حمایت و مراقبت می کنم و به سمتی پیش میروم که دیگران را نیز مورد حمایت خودم قرار دهم.

میزان خوشحالی ما وابسته به وضعیت روانی ماست، نه لزوما شرایط بیرونی. شرایط بیرونی نیست که ما را آزار می دهد، بلکه نحوه نگرش ما به آن شرایط است که می تواند ویران کننده و آزارگر باشد. اما می توان نحوه نگرش به ناکامی ها را به سمت بالغانه تر شدن و خروج از پیش نویس سوق داد.
قرارداد درمانی:

به جای افکار منفی اتوماتیک و در پی آن دید تونلی، نگاه کل نگر داشته باشیم و به سمتی که در ما افکار جدید و مثبت ایجاد کند گام برداریم تا با گذر زمان آن افکار مثبت بخشی از وجود ما شوند و به صورت اتوماتیک در ما اجرا شوند. با خود قرارداد ببندیم تا به بودن و زندگی شخصی خودمان  و با دنیایی که در آن زندگی می کنیم و به روابطمان با افرادی که با آن ها ریشه داریم احساس تعلق کنیم و بخواهیم شرایطی ایجاد کنیم که با آنها وقت صرف کنیم و احساس صمیمیت داشته باشیم.



سلام خدمت همه دوستان و همراهان خوبم که همیشه ما رو با انرژی مثبتتون نوازش کردین


من و امین آقا به یاری خدا به عقد هم در اومدیم. از همتون یه خواسته کوچیک اما با ارزش دارم که دعامون کنین همیشه در کنار هم خوشبخت باشیم و بتونیم آرزوهامونو محقق کنیم




یه عالمه سپاس از همه شما

الناز           



بنی آدم اعضای یک پیکرند / که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار
خیلی از خاطراتی که به یاد می آوریم حاصل برداشت مغز ماست. در روان تحلیل گری ما آنچه که از زمان بچگی یادمان می آید لزوما با واقعیت یکی نیست و از آنجایی که واقعیت برداشت ما از حقیقت است و آن را در ذهن خود واقعی فرض می کنیم و اگر در آن زمان درجه اهمیت آن 10 بوده اما ما 1000 در نظر گرفتیم، نهایتاً روی همان 1000 تکیه می کنیم؛ نه به آن عنوان که حقیقتی رایج در آن زمان بوده، بلکه به عنوانی که آن را حقیقت پنداشتیم و تصمیم گرفتیم و طبق آن تصمیم، روی اکنون و اینجا تاثیر می گذارد. اما حالا که در حال تاثیرگذاری است باید تصمیم را درمان کنیم و دنبال مقصر نگردیم. لازم به ذکر است که پیش نویس حاصل تکرار است، نه یک اتفاق.
اجازه متعلق بودن به ما احساس ریشه دار بودن، احساس امنیت و یکی بودن در رابطه و خانواده مرجع را می دهد. به این معنا که من به عنوان عضو ی کوچک ریشه های خودم را با کل جهان پیرامون احساس می کنم. اولین ارتباطی که در تعلق به آن بدنیا می آییم، ارتباط با مادر است و اگر مادر خوش کوک باشد، نوزاد تجربه ای از تعلق داشتن امن را ثبت می کند. در این صورت حس هم بودی خواهیم داشت، من و دنیای من با هم در تعادلند، من متعلق به دنیا و دیگرانم و به آنچه که احساس تعلق داریم احترام می گذاریم.


احساس تعلق داشتن ما را می برد به سمت احساس ریشه دار بودن، همراهی،هماهنگی و حس انسان دوستی که بسط پیدا میکند به کل طبیعت و جهانی که در آن هستیم.
مهار متعلق نباش ما را میبرد به سمت اینکه ریشه ها را قطع کنیم، مانند غباری در هوا معلق بمانیم، به کسی یا جایی احساس تعلق نکنیم، مایل باشیم تعلقات اولیه خود را ویران کنیم و بچه دار شدن برای ما ترسناک خواهد بود.
حالت معکوس مهار متعلق نباش: تنها تعلق و دیگر هیچ
خود را مرکز جمع قرار می دهیم و همه کارها و برنامه ریزی ها رو انجام می دهیم و خودمان رأساً و شخصاً اقدام می کنیم تا همه ببینند که من حلقه وسط رابطه ام. در عین حال با کسی صمیمی نمی شویم.
بی جهت تعلق ایجاد می کنیم. (مثال: در همه شبکه ها و گروه های مختلف عضو هستیم و فعالیت داریم و با صدها نفر مشارکت داریم)
دانلود فایل صوتی

مهار نزدیک نباش:

از دیدگاه روانشناسی وجودگرا، ترس از مرگ بخاطر زندگی نکرده است. خودشناسی دنیای کوچکی از جهان بزرگ روانشناسی است و از این جهت اهمیت پیدا می‌کند که فرصت عجیب و زیبای زندگی کردن را با تمام ناراحتی هایش و با تمام خوشی هایش از دست ندهیم.

حسادت: در واقع حسادت عام است و تحت خودآگاه صورت می گیرد. حس ناخودآگاهی که می گوید در برابر او بازنده ام و در مرحله قبل آن با او رقابت کرده ام که احساس بازندگی دارم. من زمانی به دوستم حسادت می کنم که از او باخته ام و ناامید و ناکام هستم. دلیل بوجود آمدن این حس مهارهایی چون موفق نباش، نزدیک نباش و وجود نداشته باش است.

شخصی که دچار مهار نزدیک نباش است از طرفی با میل خودآگاه در پی ایجاد رابطه است و از طرف دیگر در کششی عمیق و بازدارنده در سطح ناخودآگاه بواسطه این مهار عقب کشیده می شود. بنابراین در تعارض بین خودآگاه و ناخودآگاه، هیجانات منفی را تجربه می کند و نهایتاً اگر خودشناسی نکند با بهانه تراشی از رابطه بیرون می آید.

مهار نزدیک نباش می تواند مهار ثانویه باشد و مهار اصلی مهم نباش، وجود نداشته باش، بچه نباش یا احساس نکن باشد. در حالت های رو به بالای مهار نزدیک نباش علائم را بصورت مستقیم تجربه می کنیم ولی در حالت رو به پایین با مکانیسم دفاعی سرکوب، انکار و واکنش وارونه "ایجاد رابطه، نزدیک شدن و دیگر هیچ" را انتخاب می کنیم. در این حالت فرد به فرد مقابل می چسبید و جایی برای فضاهای شخصی باقی نمی گذارد و با بیش مسئولیتی که در او ایجاد می کند باعث می شود او کنار بکشد و تنهایی نتیجه نهایی آن خواهد شد.

نظام ارزشی ارتباطی خاص تعیین می کند بالغ غیر آلوده من (عدم آمیختگی با والد و کودک) با چه کسی و با چه تفکری وارد رابطه شود. اما گاهی اوقات هوش عاطفی مطرح می شود. مهارهای مهم نباش، نزدیک نباش، متعلق نباش و بچه نباش هوش عاطفی را پایین می آورد و مانع ایجاد رابطه خوب می شود.


دانلود فایل صوتی



مهار نزدیک نباش


نزدیک بودن به دیگران یعنی اینکه ما چقدر بتوانیم احساس صمیمیت کنیم، به آنها نزدیک شویم و بتوانیم تعیین کنیم چه کسی تا چه حد و چگونه به ما نزدیک شود. برای نزدیک شدن ابتدا باید رابطه مناسب را تشخیص و در مرحله بعد تشکیل دهیم و اعتماد نامشروط ایجاد کنیم و بتوانیم نزدیک شویم و در طی این نزدیک شدن صمیمیت، دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کنیم.

از دیدگاه ابراهام مازلو نیاز اول که بین تمامی انسان ها مشترک است نیازهای زیستی است، سپس نیاز به امنیت و نیاز به تعلق و ارتباط. کسی که دچار مهار نزدیک نباش است در پایین ترین پله های رشدی باقی می ماند و اگر آن را حل و فصل نکند تمام زندگی درگیر ارتباط است و چون نمی تواند ارتباط راحت و صمیمی و امنی ایجاد کند مدام دنبال تجربه آن است. فردی که نزدیک نباش دارد نمی تواند با دیگران احساس همدلی کند، نمی تواند ارتباط صمیمی ایجاد کند و مدام نگران و مضطرب است و افکار شک و سوء ظن دارد. ممکن است ناخودآگاه به سمت رابطه ای پیش برود که راه بجایی ندارد. یا عاشق کسانی می شود که خیانتگر هستند یا خودش بهانه پیدا میکند تا رابطه را کنار بگذارد و لیستی بلند بالایی پیدا می کند از دلایلی که فرد مقابل لیاقت و جنبه ارتباط ندارد و اعتماد به او کاملا بیجاست. این چنین فردی استعداد عجیبی در ایجاد ارتباط راه دور دارد. ممکن است وقتی به دیگران نزدیک می شود، همزمان رابطه دیگری آغاز کند که هیچکدام به صمیمیت ختم نمی شود. از خانواده با گسلش عاطفی (Emotional Cut off) جدا می شود و با کسی وارد رابطه می شود که بسیار متفاوت و خاص است.

کسی که اجازه نزدیک بودن دارد، می تواند رابطه خوب را تشخیص دهد و احساس صیممیت و همدلی را تجربه کند. می تواند هم تبادل صمیمی (که می توان با همه داشت) و هم رابطه صمیمی (که نیازمند وقت مشترک و همراهی و همگامی می باشد و تعداد آن محدود است.) برقرار کند.


پله های ایجاد رابطه:


سبب شناسی:

  • پدر و مادری که رفتار هیجانی و تکانشی دارند و غیر قابل پیش بینی هستند.
  • پدر و مادری که خشم خود را منتقل می کنند.
  • پدر و مادری که بزرگ نباش دارند و کودک مآب اند.
  • پدر و مادری که پیام هایی ازین قبیل به فرزند خود می دهند: ما تو رو نمی خواستیم، تو بدشگون بودی، تو باعث دردسری، اگر بیایی دور و برم حسابتو می رسم.
  • پدر و مادری که با طلاق و تنش از هم جدا می شوند.


دانلود فایل صوتی

همگی ما می توانیم مهم بودن خود را تجربه کنبم و کسی بشویم که قراربوده بشویم و در راه خود شکوفایی و تحقق خود از بودنمان لذت ببریم و به آنچه که طالبش هستیم برسیم.

فردی که دچار مهار مهم نباش است دائماً از اضطراب اینکه من دوست داشتنی نیستم رنج می برد و چشم به تایید دیگران دارد. او نمیتواند از خود ابراز و سبک زندگی داشته باشد و نمی تواند در رابطه رهبری کند و چشم به این دارد که محیط او را به کدام سمت می کشد. از درون احساس حقارت و ضعف می کند چون برای خود اهمیتی قائل نیست، در برآورده کردن نیازهای خود دچار مشکل است.

سبب شناسی:

پدر و مادری که نیاز فرزند را نمی بینند و از لحاظ اقتصادی و یا میل به پیشرفت خیلی مشغولند.

پدر و مادری که با هم در جنگند.

پدر و مادری نابالغ و هیجان زده هستند.

پدر و مادری که کودک مآب هستند.

پدر و مادری که مهار بزرگ نباش دارند.

پدر و مادری که دچار مهار مهم نباش هستند، به فرزند خود مهار بزرگ نباش می دهند تا با دیدن احتیاج فرزند به آنها احساس مهم بودن کنند.

فرد نمی تواند خود را متحقق کند چون خود را لایق خوشبختی و شکوفایی نمی بیند و به سمت مهرطلبی، تائیدطلبی، کناره گیری و عزلت نشینی می رود. عزت نفسش را تحت تاثیر قرار می دهد و باعث می شود درون خود احساس حقارت کند. ولی این مهار می تواند در ما توسط مکانیزم دفاعی ناخودآگاه (سرکوب، انکار و واکنش وارونه) خود را برعکس نشان دهد. (مثال: معمولاً زیر غرور، خودپسندی و خودشیفتگی؛ مهم نباش معکوس وجود دارد.)

قرارداد SMART:  

با خود عهد ببندم که خود را ابراز کنم. مثلاً در یک جمع خانوادگی صحبت کنم.



دانلود فایل صوتی


رادیو سلامت-برنامه زندگی جاریست-دکتر علی بابایی زاد

موضوع: حال مامانِ نی نی چطوره! 

افسردگی بعد از زایمان


دانلود فایل صوتی