X
تبلیغات
رایتل

طلوع قسمت 6
الگوی رفتار قاطع :
الگوی رفتار قاطع ، الگویی است که طی آن به بیان مؤثر نیازمان ، خواسته هایمان و هر آنچه که هستیم و به آن واقف هستیم به عنوان حقوق فردی می پردازیم .
بیان مؤثر بیانی است که گفتگو ایجاد میکند ، بیانی است که شناختی از من حاصل میکند .
مثالی برای تفاوت بین الگو های رفتاری :
مادری در ماشین منتظر پسرش است . قرار براین است که پسر رأس ساعت 5 در محل قرار با مادر باشد . حالا ساعت 5:30 است و پسر نیامده . پسر موبایل را هم جواب نمی دهد . حالا بعد از نیم ساعت  که دیر کرده از راه رسیده . خب یک اتفاق افتاده یا یک ناکامی رخ داده و مادر نیم ساعت معطل شده است . حالا از دید الگو های رفتاری مختلف به آن نگاه می کنیم :
الگوی رفتاری پرخاشگرایانه باعث می شود که مادر بگوید :" توی بی لیاقت  و.... من منتظر تو بودم ، کِی میخوای بفهمی که چطور باید رفتار کنی ؟ تو از بچگیت همین جوری بودی و فکر هم نمی کنم که به هیچ جایی برسی ... بشین ... بریم دیرشد ! " و کل هویت پسر را زیر سوال می برد .
ممکن است یه اتفاقی افتاده که پسر جواب موبایل را نداده یا حتی تو ترافیک گیر کرده . در این الگو نمی پرسیم که چه اتفاقی افتاده که دیرکردی . من پیش فرض و قضاوت خودم را به عنوان واقعیت در نظر می گیرم و این واقعیت را اعلام می کنم و به شخص بر چسب می زنم و کل بودن شخص را مورد تهاجم قرار میدهم .

در الگوی رفتار انفعالی مادر اصلا از نیازش (که دوست داشته پسرش سر وقت بیاد) ،از احساسش ( مثل حس اجحاف ، خشم و یا حتی ترس باشه که چه اتفاقی افتاده که دیر اومده یا موبایل رو جواب نداده) صحبت نمی کند، و در درون خود می ریزد و قربانی می شود .

در الگوی رفتار انفعالی – پرخاشگر که الگوی رایجی است ، مادر در همان لحظه چیزی نمی گوید و انفعالی رفتار می کند اما بعد اگر قرار باشد وسیله ای برای پسر خریداری شود مادر میگه: " نه ! بودجه ای برای این کار نداریم ." در واقع مادر تلافی می کند و به شدت پسر را طرد می کند . در این الگو در زمانی که باید موضوع را مطرح نمی کنیم و احساس اجحاف را همراه خود می بریم و ذخیره می کنیم " تمبر جمع می کنیم" .

در الگوی رفتار قاطع 1- از ضمیر من استفاده می کنیم این من گفتن معجزه میکند . باعث می شود که طرف مقابل حالت تدافعی نگیرد . مادر :" من اینجا نیم ساعته که منتظرم" 2- بدون قضاوت اتفاقی که افتاده و مشاهده کردیم را تعریف می کنیم . مادر : " من نیم ساعته که اینجام و می بینم که الان رسیدی " 3- احساسات را به کلام بیاوریم . مادر : " نگران بودم که کجایی " 4- انتظارات رو بیان می کنیم. مادر : " انتظارم این بود که به موقع حرکت کنیم " 5- دلیل رو می پرسیم . مادر : " به من بگو چه اتفاقی افتاد ؟ "
شاید باور کردن افراد خطرناک باشد اما باور کنید باور نکردن آنها خطرناک تر است . (آبراهام لینکن)

با تشکر از خانم رومینا حجت بابت گردآوری این مطلب

دانلود فایل صوتی