X
تبلیغات
رایتل
رفتار:
تعریف رفتار وعوامل موثر بر روی آن : 
وقتی از رفتار صحبت می کنیم منظور فقط انسان و رفتارهایش نیست، درواقع هرگونه کنش یا پاسخی که ارگانیزم به محیط یا درون خود نشان میدهد و آن را از زمینه ای که دارد جدا میکند . برای مثال ممکنه رفتار بچه گربه باشد برای رفتن به سمت مادرش یا رفتار بچه ی انسان برای ارضای نیازی مثل گرسنگی . رفتار هر کنش و پاسخی که از موجود زنده بیان می شود و آن را از محیط زمینه ای جدا میکند . این کنش میتواند در درون من باشد یا  میتواند پاسخی باشد برای آنچه که در بیرون از من اتفاق می افتد .رفتار باعث می شود که من از خود بیانی داشته باشم و این بیان من را به عنوان یک شخص متمایز می کند . این کنش و واکنش از نیازهای درونی من شکل می گیرد. رفتار میتواند دسته بندی های مختلف داشته باشد مثل رفتار های کلامی یا غیر کلامی باشد . رفتار کلامی مثل شامل چیزهایی که می گوییم و طرف مقابل میشنود و رفتار های غیر کلامی مثل زبان بدن است.
ما در رفتار ها شخصیت خود را نشان میدهیم . رفتار ها از شخصیت ما بر می آید میتواند هنجار یا ناهنجار (مطلوب یا نامطلوب ) تقسیم بندی شود.

شخصیت :
شخصیت نشات گرفته از عوامل زیستی ، روانی ، اجتماعی و فرهنگی است.

ریشه زیستی :
بخشی از رفتار های ما سر منشا زیستی دارد . اگر روان ، عملکرد مغز باشد ، مغز تحت تاثیر ژنتیک و دوران رحمی و آنچه گذشته و عوامل محیطی تا تغذیه و داروهایی که مصرف میکنیم می تواند ما را تحت تاثیر قرار دهد ، در این صورت برخی از ویژگی های شخصیت میتواند ریشه های زیستی داشته باشد.

برای مثال در طیف درون گرایی تا برون گرایی  میتوانیم عواملی در نظربگیریم که به طور بنیادین جز صفات و ویژگی های آن آدم است. پسری رو در نظر بگیریم که نسبت به خواهرش درون گرا تر است، اگر دوران بچگی پسر را ببینید متوجه تفاوت رفتار و دوران بچگی بین خواهر و برادر خواهید شد ، بستر رشد این دو تا حدودی یکسان هست اما چه اتفاقی می افتد که یکی درون گرا تر از دیگری خواهد شد؟ میشه عوامل زیستی را در نظر گرفت برای مثال کودکی پیش فعال و کم توجه داشته باشد و مادر و پدر اطلاعی از این موضوع ندارند و مدام در حال کنترل بچه هستند.

ریشه های روانی  :
من در تعاملات اولیه ی زندگی با محیط و دنیا چه تفسیر از خودم و افراد داشتم . دنیا در دوران نوزادی و بعد کودکی یک عامل بسیار مهم دارد که مادر یا جانشین روانی او است . درواقع یک نوزاد و بعد کودک یک سری نیاز دارد که بنا است که این نیاز ها ارضا بشود ، این ارضا مندی احساس امنیت و بعد ها عزت نفس همراه دارد وقتی مادر خود دچار اختلال شخصیت ، وسواس ، کمال طلب و مضظرب نمی تواند نیاز های بچه را ارضا کند . در این صورت بچه ممکن است حضور خود را در دنیا همراه با ترس ، اضطراب و توبیخ ببیند و اولین برداشت های او که هیجانی است نه منطقی ، نسبت به این که کی هست؟  نیاز های من چقدر مهم است ؟  دنیا چه معنی میدهد؟ ارتباط با دیگران چقدر مهم هست؟ تحت تاثیر ارتباط با مادر دچار اختلال میشود .

ریشه های اجتماعی :
شرایط اجتماعی می تواند در زمان بچگی روی والدین تاثیر گذار باشد کامیابی و ناکامی اجتماعی و بعد پدر و مادر روی بچه تاثیر بگذارند و رشد روانی و شخصیت او را تحت تاثیر قرار بدهند یعنی به صورت بنیادین از فیلتر پدر و مادر روی ساختار شخصیت بچه تاثیر بگذارد .   

ریشه های فرهنگی :
فرهنگ بسیار بر روی رفتار تاثیر گذار است . فرهنگ همیشه ثابت نیست . فرهنگ پویا ست ، در طی سال ها و دهه ها تغییر می کند . ما ممکن است فرهنگی را رفتار کنیم که روی شخصیت بچه ها تاثیر بگذارد که بعد ها بخشی از شخصیت بچه ها شود . در حالی که خود ما آن فرهنگ را نداشتیم .

باتشکر از خانم رومینا حجت برای گرداوری این مطلب