X
تبلیغات
رایتل
موضوع برنامه فراسو با حضور دکتر علی بابایی زاد: هیجان 

هیجان چیست؟
"هیجان" بخش احساسی و عاطفی است که فرد در تعاملات با دیگران یا در حضور با محیط یا با تفکر راجع به خود تجربه می کند به عبارتی هیجان واکنش عاطفی نسبت به آن چیزی است که ازمحیط بیرون می گیریم.
ما اطلاعات بینایی، شنوایی و ... را توسط گیرنده های حسی میگیریم و این اطلاعات در بخشی از مغز که مربوط به هیجانات است،  تحلیل می شود و این هیجانات و تفکرات با هم ترکیب می شوند و رفتار را تشکیل می دهند پس تفکر و ادراک، هیجانات ما را تشکیل می دهند و در آخر این دو (تفکر و هیجان) رفتار ما را شکل می دهند.

 انواع هیجان چیست؟
هیجانات به دو دسته" مطلوب" و" نامطلوب" تقسیم می شوند.
هیجانات مطلوب: مجموعه ای از هیجانات است که ما را در رسیدن به اهداف کمک می کند و باعث بهبود خود و روابط می شود. مانند شادی، امید، خوش بینی، تعلق پذیری و دلبستگی.
هیجانات نامطلوب: ما را در رسیدن به اهداف باز می دارد و باعث اختلالات درون فردی و بین فردی می شود. مانند ترس، اضطراب، احساس گناه و شرمساری.

فرهنگ و نوع تربیت چه تأثیری بر هیجانات دارد؟
فرهنگ و تربیت تأثیر عمیقی بر دریافت هیجانات دارد. در بعضی از فرهنگ ها با توجه به جنسیت، بعضی از هیجانات قابل درک است و برخی دیگر خیر. مثلا در فرهنگ پدرسالارانه، برای پسرها شادی، غم و ترس جایز نیست ولی خشم، عصبانیت و رفتار پرخاشگرانه جایز است چون در آن نوع نگاه این نوع از هیجانات وابسته به مردانگی است.
یا مثلا مادری به دخترش می گوید دختر خوب که عصبانی نمی شود، دختر خوب که شیطونی نمی کند. بنابراین در این نوع تربیت، دختر مجبور به سانسور هیجانات خود می شود و او در بزرگسالی اجازه غمگینی، افسردگی و ناامیدی دارد ولی اجازه شادی کردن، درک عصبانیت و سپس تبدبل آن به الگوی رفتاری قاطع را، نخواهد داشت. سرکوب این هیجانات که حاصل تربیت می باشد، می تواند باعث بروز بیماری های روانی و یا اختلالات بین فردی شود.

آیا بعد از شناخت هیجانات مجاز هستیم که آنها را سرکوب کنیم یا کنترل کنیم؟
سرکوبی هیجانات باعث از بین رفتن آن ها در مغز نمی شود به عبارتی چه هیجانات را درک کنیم، چه درک نکنیم در ما واکنش های روانی ایجاد می کند و ناپدید نمی شود ولی ممکن است تغییر شکل پیدا کند مثلا غم تبدیل به نفرت یا خشم شود.
پس هیجانات نباید سرکوب شوند. عدم سرکوب هیجان به معنی شناخت هیجان است؛ هیجانات باید درک شوند و سپس بتوانیم روی آنها اسم بگذاریم و بعد هیجانات را کنترل کنیم.

هیجانات خود را چگونه کنترل کنیم؟
در ابتدا باید هیجان خود را بشناسیم و بتوانیم روی آن اسم بگذاریم. اسم گذاری هیجان نباید به طور کلی به صورت هیجان خوب یا بد باشد بلکه باید به صورت دقیق تر هیجان را درک کنیم برای مثال راننده ای که در ترافیک گیر افتاده باید بداند که آیا دچار خشم، ناکامی و یا بی قراری شده است. وقتی هیجان درک شد می دانم که من صاحب این نوع از هیجان هستم پس باید مسؤلیت آن را بپذیرم و آن را مدیریت کنم.
بعد از درک هیجان،  باید بررسی کنیم که چه تفکری پشت این هیجان است و آن را ایجاد کرده؟ آیا این تفکر منطقی است یا نا به جا؟ اگر غیر منطقی است آیا می توانیم تفکری انسانی تر و واقعی تر را جایگزین آن کنیم؟
در مثال ذکر شده فردی که در ترافیک است متوجه شده که بی قرار است حال باید ببیند چه تفکری، این بی قراری را ایجاد کرده؟ مثلا او ممکن است فکر کند که من آدم بدشانسی هستم و یا افراد بد رانندگی می کنند که ترافیک می شود.
حال او می تواند با تغییر دادن این تفکرات معیوب و آلوده هیجانات نامطلوب خود را کنترل کند.
در مثالی دیگر پدری که نمیتواند نظر مخالف فرزندش را تحمل کند، دچار هیجان نامطلوبی مانند ناکامی می شود که به دنبال آن ممکن است خشمگین نیز بشود. او با شناخت و تغییر تفکری که این هیجان را ایجاد کرده می تواند خشم خود را کنترل کند. مثلا او می تواند تفکر مطلق گرایی خود را مبنی بر اینکه من می دانم و تو نمی دانی را تغییر دهد.
علاوه بر هیجانات نامطلوب گاهی لازم است که هیجانات مطلوب را هم با توجه به زمان و مکان کانال یا جهت دهیم.
به غیر از شناخت و تغییر تفکرات، ما با تکنیک های تن آرامی، مراقبه، ورزش، پرداختن به اموری که برایمان خوشایند است، می توانیم هیجانات خود را کنترل کنیم.


با تشکر از خانم افروز مکارم نسب بابت گرداوری این مطلب

 دانلود فایل صوتی